آشنایی با سرمایه گذاری سودآور بر روی کسب و کار های کوچک
دو نوع سرمایهگذاری پرسود در کسب و کارهای کوچک
در این مقاله، قصد داریم به دو نوع سرمایهگذاری پرسود در کسب و کارهای کوچک بپردازیم: سهام و وام. این گزینهها در فهرست سرمایهگذاری مشاغل کوچک مورد توجه قرار میگیرند.
سرمایهگذاری در کسب و کارهای کوچک یکی از راههای محبوب برای آغاز سفر به سوی استقلال مالی برای افراد و خانوادهها است. این راه، فرصتی برای ایجاد، پرورش و رشد دارایی فراهم میکند که با مدیریت هوشمندانه در شرایط مناسب، میتواند نقدینگی تولید کند. این نقدینگی نه تنها بهبود استاندارد زندگی را ایجاد میکند بلکه زمینه را برای تأمین اعتبار سایر سرمایهگذاریها نیز فراهم میسازد.
هنوز هم امروزه، در کشورهایی که تاریخچه کارآفرینی دارند، معمول نیست که صاحبان کسب و کارهای کوچک در معاملات عمومی سهمدار باشند. به جای اینکه در بازار سهام مشارکت کنند، این افراد تصمیم میگیرند در کسبوکارهای خود، از جمله رستوران، خشکشویی، مراقبت از چمن یا فروشگاه کالاهای ورزشی، سرمایهگذاری کنند. این کسبوکارهای کوچک معمولاً رشد و توسعه پیدا میکنند و به منبع مالی اصلی خانواده تبدیل میشوند.

توجه: امروزه، سرمایهگذاریها در کسب و کارهای کوچک اغلب به صورت شرکت با مسئولیت محدود یا مشارکت محدود انجام میشوند، که به عنوان محبوبترین ساختار شناخته میشود زیرا این ساختار ویژگیهای بسیاری از شرکتها و مشارکتها را در خود جای میدهد.
اگر شما قصد سرمایهگذاری در یک تجارت کوچک را دارید، دو نوع موقعیت وجود دارد: سهام یا وام. گرچه ممکن است تغییرات بسیاری رخ دهد، اما همه سرمایهگذاریها به این دو پایه باز میگردند.

سرمایهگذاری از طریق مالکیت سهام در مشاغل کوچک
زمانی که در یک کسب و کار کوچک سرمایهگذاری میکنید، شما سهام مالکیت را خریداری میکنید. سرمایهگذاران سهام معمولاً با ارائه پول نقد و در ازای درصدی از سود و زیان، تامین مالکیت کل سرمایه را فراهم میکنند.
صاحبان کسب و کار میتوانند از این پول نقد سرمایهگذاری شده برای موارد مختلفی از جمله هزینههای سرمایهای برای توسعه کسب و کار، نقدینگی در عملیات روزانه، کاهش بدهی، نقدینگی در ساختمان یا استخدام کارمندان جدید استفاده کنند. در بعضی موارد، درصد سودی که سرمایهگذار دریافت میکند، متناسب با کل سرمایهای است که وی فراهم میکند.
به عنوان مثال، اگر شما 100000 دلار به صورت نقدی سرمایهگذاری کنید و سایر سرمایهگذاران 900000 دلار در کل مبلغ 1000000 دلار سرمایهگذاری کنند، ممکن است انتظار داشته باشید که 10٪ سود یا ضرر داشته باشید، زیرا 1.10 از کل پول را تأمین کرده اید.
در موارد دیگر، به خصوص در هنگام راهاندازی یک کسب و کار یا خرید یک بیزینس موجود، قضاوت در مورد مشارکت مدیریت یا تأثیرگذاری مدیر کل میتواند این درصدها را تغییر دهد. به عنوان مثال، مشارکتهای سرمایهگذاری وارن بافت در دهههای 20 و 30 میلادی میتواند را در نظر بگیرید. او شرکای محدودی داشت که تقریباً در کل سرمایهای کمک میکردند، اما تنها سود 75 درصدی بین این شرکا متناسب با سهم کلی آنها از سرمایه را تقسیم میکردند، و 25٪ از سهم متعلق به وارن بافت بود، اگرچه سرمایه اندکی از خود او نیز وجود داشت.
تمامی شرکا از اینگونه تقسیم سود رضایت داشتند زیرا به توانایی و علم وارن بافت اعتماد داشتند و حاضر بودند کمترین سود را در کنار او به دست بیاورند اما از سرمایهگذاری پرسود در کنار او اطمینان داشته باشند.
توجه: سرمایهگذاری در یک کسب و کار کوچک ممکن است بیشترین سود را داشته باشد اما همچنین ممکن است بیشترین ریسک را نیز داشته باشد. اگر هزینهها بیشتر از فروش باشد، بخشی از ضررها به شما تعلق میگیرد. اگر این موضوع ادامه پیدا کند، حتی ممکن است وضعیت ورشکستگی برای شرکت پیش بیاید و شرایط برای شما دشوار شود. اما این سکه روی دیگری نیز دارد که اگر شرایط خوب پیش بروند، بازده شما ممکن است بسیار زیاد باشد.
تقریباً تمام تحقیقات مرتبط با میلیونرها در ایالات متحده نشان میدهد که بزرگترین طبقهبندی میلیونرها، افراد صاحب بیزینس خودساخته است. آمارها نشان میدهند که اگر میخواهید در میان 1 درصد برتر ثروتمندان قرار بگیرید، داشتن یک کسب و کار سودآور بهترین فرصت برای شماست.

سرمایهگذاری در اوراق بدهی (اوراق قرضه) در کسب و کارهای کوچک
افراد معمولاً جهت خرید خانه، خودرو و سایر نیازهای خود از بانکها وام میگیرند. کسب و کارها نیز برای تأمین نیازهای مالی خود به بانکها مراجعه میکنند. اگر میزان این نیاز مالی بیش از حد باشد، راهکارهای دیگری برای تأمین بودجه این کسب و کارها وجود دارد.
از جمله این راهکارها میتوان به استفاده از اوراق بدهی یا اوراق قرضه اشاره کرد تا سازمانهای تجاری بتوانند نیازهای مالی خود را تأمین کنند.
اوراق بدهی، معمولاً با نام اوراق قرضه شناخته میشوند و به اشاره به اسنادی با درآمد ثابت میپردازند. در این نوع سرمایهگذاری، فرد خریدار اوراق به کسب و کارها وام میدهد و به عنوان جبران، سود ثابتی را دریافت مینماید. زمانی که یک فرد در یک کسب و کار کوچک به این نوع سرمایهگذاری مشغول میشود، ممکن است سود کمتری به دست آورد، اما همزمان ریسک نیز کاهش مییابد نسبت به روش سرمایهگذاری با مالکیت سهام.
سوالی که پیش میآید این است که چه نوع سرمایهگذاری بهتر است: سرمایهگذاری در سهام یا اوراق بدهی؟ مانند بسیاری از جوانب زندگی و تجارت، پاسخ به این سوال به سادگی ممکن نیست. به عنوان مثال، اگر در آغاز راهاندازی شرکت مکدونالدز جز اولین سرمایهگذاران آن بودید، اکنون یکی از ثروتمندترین افراد جهان بودید.
حالا فرض کنید که اوراق قرضه یا اوراق بدهی خریداری میکنید. این ممکن است به شما سود مناسبی بدهد، اما بیشک به اندازهای که سرمایهگذاری در مالکیت سهام امکانپذیر است، پرسود نباشد. از سوی دیگر، اگر شرکت مورد نظر به هر دلیلی ورشکست شود، واضح است که سرمایهگذاری در نوع دوم (اوراق بدهی) به نفع سرمایهگذار خواهد بود.
بنابراین، پاسخ به این سوال به صورت کاملاً نسبی قابل درک است. اینکه آیا سرمایهگذاری در یک کسب و کار پرسود بهتر است یا خیر، وابسته به شرایط مختصر و زمانی خواهد بود و با گذشت زمان میتوان به نتیجهگیری مناسبی دست یافت.
ترکیب سهام و اوراق بدهی (اوراق قرضه) همچنین یک گزینه است که میتواند به عنوان سومین حالت مطرح شود. در این صورت، مالکیت سهام و خرید اوراق بدهی ترکیب خواهند شد و از مزایای هر دو روش بهرهمند خواهد شد. همچنین، در صورت بروز ریسک، این ترکیب قابلیت کنترل بهتری را برای سرمایهگذار فراهم میکند.
دیدگاهتان را بنویسید